اينجا ديار دموكراسي است
اينجا ديار دموكراسي است
اينجا سرزمين آرزوهاست
اينجا زمين هاي خشك ، كوير و دشت
رودخانه هاي خشك و بي آب
با ابرهاي سياه و خشن و يا سفيد
ائتلاف دراز مدت دارند
اينجا زمين هاي حاصلخيز اجازه شخم
به گاوهاي نر يوغ به دوش و
دهقان چماق بدست را نمي دهد
اينجا گلهاي سرخ، گل محمدي و....
به زنبورهاي نيش دار عسل كه
مفت و مجاني شيره هاي گرچه تلخ
را مي مكند سرزنش مي كنند
اينجاكبك، فاخته،گنجشك و پرستوهاي مهاجر
براي ساخت آشيانه بر شاخه هاي درختان
قرارداد مي بندند
اينجا مارهاي سمي حق ندارد
بدون دليل به رهگذري نيش بزند
در اين ديار طي قراردادي با پشه ها
ديگر كسي با پشه بند نمي خوابد
اينجا ماهيها، صدفها و شقايقها در امانند
امروز نهنگها ديگر خودكشي نمي كنند
در جنگل اين ديار، شيران
با تظاهرات حيوانات جنگل
مجبور به استعفا مي شود
در اينجا رئيس جمهور مملكت
صداي گريه طفل گهواره را
مي شنود و مي فهمد
در قانون اساسي ما
واژه هايي چون
گرفتن، زدن، بازداشت، زندان
كشتار و اعدام بي معني اند
در اينجا بودجه اي براي خريد
بمب ها، تانك ها، موشكها و...
هرگز به تصويب نمي رسد چون
ما زبان هيتلر، استالين و صدام را فهميده ايم
بيشترين بودجه ما براي بيدهاست
در همه جاي اينجا
بيشه هاي ما زرادخانه هاي ماست
اورانيوم غني شدهء ما
شير حيوانات ماست كه آن
كره، خامه و ماستِ ماست
زيرا اينجا ديار آزادي است
مردان و زنان اين شهر
در دل تاريكي شب هيچ
واهمه و ترسي را حتي لمس نمي كنند
چون اينجا...
اينجا ديار دموكراسي است