تبليغاتX
شورای اسلامی روستای بوتی بالا
 نبود امكانات اوليه و اساسي حرف دل دانش آموزان دختر دشتياري در حضور استاندار

اعتراف دانش آموزان دختر منطقه دشتياري در حضور استاندار از ياوه گويي و گزاف گويي و صحنه سازي مسئولان اداره آموزش و پرورش منطقه دشتياري پرده برداشت

مسئولان اداره اموزش و پرورش منطقه دشتياري كه تبليغات وسيعي را در خصوص خدمت رساني در ارتباط با مسائل آموزشي اين منطقه به راه انداخته اند( و افراد با نفوذ بومي البته كارمند خود همين اداره كه هويداست منافعي نيز عايدشان شده است) مضاعف بر اين ياوه گويي ها بوده است، كه انگار معجزه كرده اند و همه چيز با گفتن يكون كن فيكون آنها مهيا شده است و هراس از گفتن حقيقت ها را دارند.البته يكسري توجهاتي به اداره آموزش و پرورش منطقه دشتياري صورت پذيرفته است كه امري عادي و طبيعي است و نه به اين غلاظتي كه بر زبان بعضي ها رانده مي شود و نبايد همه را اين طور پنداشت كه ما كارستان و شاهكار كرده ايم و من فكر مي كنم كه مردم اين منطقه آنقدر بي سواد و بي اطلاع نيستند كه متوجه اين امر نشده باشند و بر خلاف بعضي ها كه با استفاده اينگونه افكار منفي مي خواهند كارنامه دست چپ خود را به دست راست بگيرند و اعمال خود را براي ديگران توجيه كنند.

همانطوريكه مستحضر هستيد اين اداره توسط افراد غيربومي مديريت و سازماندهي مي شود و اين افراد در راستاي اهداف و منافع خودشان توانسته اند از محروم بودن اين منطقه، استفاده نهايي را ببرند كه مي توان نمونه هاي فراواني يافت كرد. اين افراد به افراد خودي اجازه هر كاري را داده اند حتي كارهاي غير مجاز، و ثابت شده است در صورت خلاف و سوء استفاده هاي مالي و غير مسئول بودن در انجام وظيفه حتي از يك تذكر زباني به اين افراد نيز دريغ ورزيده اند. و يكي از مسئولان اداره كه در همان سالي كه به پستي در همين اداره منصوب شد گفته بود : همشهريان ما هرچه بخواهند ما به آنها مي دهيم حتي به تعداد هر ساعاتي كه بخواهند ما برايشان ابلاغ صادر مي كنيم و واقعاً اين كار را كرد . اين افراد غير بومي منسجمانه چه خانم و چه آقا آنقدر گستاخ بودند كه حق داشتند بدون هماهنگي با اداره، در يك روستا كه معمولاً دو شيفت داير است(يك شيفت پسر و شيفت بعدي دختر) مثلاً دختراني كه در شيفت ظهر هستند با تحريك مديرشان بروند در شيفت صبح با زور به كلاسها بنشينند بخاطرتداخل درسي يكي از همشهريان مرد آنها كه در همين شيفت درمدرسه ديگر درس دارد ! حتي هفته ها و ماهها غيبت غير موجه مي كردن و اين قلم بود كه ان احساس و ضمير همشهري بودن تواناي نوشتن اين غيبت ها را نداشت و آن وسيله نقليه بود كه ناي راه رفتن و گزارش اين غيبت ها نداشت البته غيبت ها را افراد مسئول بومي رد مي كردند اما در آنجا ترتيب اثر داده نمي شدند.

مديران مدارس غيربومي اين منطقه هر وسيله يا امكاناتي كه از اداره دريافت داشته اند از قبيل كولر، يخچال، كامپيوتر و غيره را به خانه هاي خودشان مي بردند و استفاده شخصي مي كردند و ديگر به اداره تحويل نمي دادند و موقع اتنقالي با خودشان مي بردند. در ساختمانهاي جديدالتأسيس اداره كل نوسازي و تجهيزات مدارس كه مهمولاً مجهز هستند بعضي از وسايل از قبيل كولر و... را با خود برده يا وسايل كهنه و فرسوده خود مانند كولر را با كولر نو مدرسه تعويض نموده اند كه اين امر واقعاً چهره واقعي و بدبخت يك بي فرهنگ را كه به فرهنگ و سواد نسبت داده شده است سوا مي سازد با سواد و با فرهنگ بودن كه فقط نوشتن و خواندن نيست. و پولهايي به بهانه هديه به مدرسه حتي بصورت اجباري از دانش آموزان دريافت داشته اند غير از اجناسي كه از دانش آموزان مي گيرند و مهمتر از همه اگر آن اعمالشان را ناديده بگيريم اين است در تدريس آن رغبت و روش تدريسي كه هر معلمي دلسوزانه در انجام وظيفه بايد از خود بروز بدهد و نهايت تلاش و سعي خود را بنمايد در آنان وجود ندارد و حتي مشاهده شده براي حفظ ابروي خويش در هنگام امتحانات به دانش آموزان اجازه تقلبي يا استفاده از كتاب را داده اند كه اين بزرگترين لطمه اي است كه بر اساس و پايه هاي علمي و آموزشي و تربيتي منطقه وارد خواهد شد و خنجر نامرئي است كه مي تواند به هر كجاي پيكره علم و دانش فرو رود.

بزرگترين موفقيت اين افراد در راستاي منافع خودشان استفاده از سهميه استخدامي اين منطقه است. افراد غير بومي بيشترين استخدامي را داشته اند در صورتي كه اين حق افراد بومي بوده و در صورت نبود تعداد واجد شرايط افراد غير بوميها مي توانستند بهره ببرند و شايعاتي نيز مبني بر استخدام افراد غيرواجد شرايط غير بومي با همكاري مسئولان اداره توانسته اند از اين ترحم و خدمت بهره مند شوند.خوشبختانه بعداً نيز افراد داراي سه سال سابقه خدمت بعنوان حق التدريس با يك آزمون مي توانستند به جمع استخدامي ها اضافه شوند متاسفانه از 25 نفر استفاده كننده از اين سهميه، سهم افراد بومي 5 يا 6 نفر بوده است كه باعث تاسف و تالم فرهنگيان اين منطقه شده است.

در ملاقاتي كه استاندار با مردم بخش پلان در مسجد جامع پلان داشتند تعدادي از دانش آموزان دختر اين منطقه نيز در آن جمع حضور داشتند. مجري و هماهنگ كننده اين ديدار كه برنامه ها اعلام مي كرد و از ميكروفون افراد را صدا مي زد در اين اثني شروع به تعريف و تمجيد و تشكر از رئيس اداره آموزش و پرورش منطقه دشتياري مي كرد كه هيچ ربطي با موضوع ديدار استاندار با مردم نداشت و شايد مجري، اين ديدار را با برنامه ديدار مقامات كه سپاس از مديران و دادن نشان لياقت به آنان است اشتباه گرفته بود و گر نه نيازي به تعريف و تمجيد از كسي نبود و اصلاً قرار نبود به كسي مدال داده شود و اگر چنين بود اولين كسي كه مدال مي گرفت جناب آقاي همين مجري مي بود. و اما اين پرده دوامي نداشت و اين تمجيد انقد كم رنك شد در پايان جلسه وقتي كه استاندار خواست برود گفت لحظه اي بروم خواهران را ملاقات كنم هنگامي كه به پيش دانش آموزان دختر رسيد همه آنها گفتند جناب آقاي استاندار ما اصلاً هيچ امكانات نداريم و حتي دبير هم نداريم كه در اين لحظه خود رئيس هم حضور داشت و اين دانش آموزان دختر حقيقت را بيان نمودند و اين رنگ كمرنگ تمجيد و تعريف از ارباب ديگر رنگي نداشت و اگر جناب آقاي استاندار عاقل باشند درك خواهند نمود كه صداي اين دختران مظلوم منطقه دشتياري كه ساليان سال در حصار تعصب محبوس بوده اند ، همانند آن صداي فرشتگان پاكي است كه بوي صداقت و حمكت را دارد و بايد به دانش آموزان اين منطقه غيربرخوردار رسيدگي شود.

از عزيزان و دوستان گرامي اميد داريم با نظرات گرانبهاي خودشان ما را ياري دهند

نوشته شده توسط یحیی بلوچ در پنجشنبه 1384/12/25 | موضوع: