تبليغاتX
شورای اسلامی روستای بوتی بالا
 گرايش چشمگير نوجوانان و جوانان به اعتياد در سطح شهرستان چابهار بخصوص در دشتياري

بسمه تعالي

 اعتياد يا بلاي خانمانسوز نسبت به سالهاي گذشته در دشتياري افزايش قابل ملاحظه اي در بين جوانان

داشته است. اين بلاي اجتماعي كه به جان جوانان و نوجوانان بلوچ افتاده و دارد آنها را تعقيب مي كند،

در چند نوع در بازار دستياب است.شايع ترين آنها ترياك و حشيش مي باشد اما در سالهاي گذشته

بصورت شربت و قرص نيز از طريق داروخانه ها بفروش مي رسد كه مي توان به شربتهاي اكسپكتورانت

كدئين و دكسترومتروفان-پي كه بعنوان داروهاي ضد سرفه عرضه مي شود متاسفانه جوانان براي نابودي

خود آن را گرفته و همه آن را در يكجا مصرف مي كنند. و قرص هايي كه بدين منظور مصرف مي شود مي

توان به قرص ترامادول اشاره نمود كه اين قرص خيلي خطرناك مي باشد، در حقيقت خون مصرف كننده را

مي مكد در نهايت او را دچار بيماريهاي رواني مبتلا مي سازد. اين قرص هم در داروخانه ها به راحتي

قابل دسترسي است و دارد كم كم در جامعه ما نهادينه مي شود. اخيراً مصرف شيشه يا كراك نيز بتدريج

دارد گسترش پيدا مي كند. از سوي دولت هيچگونه اقدامي براي حفاظت جوانان و پاكسازي اجتماع

صورت نمي گيرد. بر هيچ كسي پوشيده نيست كه سوداگران مرگ با خيال راحت دارند به فروش ترياك و

حشيش مي پردازند و بعلت نبود شغل مناسب و درآمدزا بر تعداد آنها افزوده مي شود.

اگر شبي در دشتياري خواستيد از روستايي به روستاي ديگر بروييد و اين مسيرتان از ميان جنگل و

درختان باشد از دور شاهد نقطه هايي از آتش را مشاهده مي نماييد. اين نقطه هاي آتش گروههايي از

جوانان هستند كه براي گذران وقت و شب زنده داري مشغول كشيدن ترياك هستند اگر به نزديكشان

بروييد فرار مي كنند كه مبادا لو بروند و اين خبر  به خانواده شان برسد. فرار آنها نشانگر آن است كه آنها

خيلي جوان هستند و ديگر اينكه تازه به كشيدن ترياك روي آورده اند.

اگر با گروههايي از آنها به صحبت بنشينيد كه چرا داريد خودتان را از بين مي برييد جوابهاي مختلف و

متفاوتي را خواهيد شنيد اما مهمترين جواب آنها اين است كه: توي خانه كه نمي شود بيست وچهار

ساعت نشت حوصله ما از سر خواهد رفت. سرگرمي نداريم كه مشغول باشيم و مهمتر از همه بيكاريم و

كار براي ما پيدا نمي شود. با يكي از آنها كه ديپلم هم داشت صحبت مي كردم مي گفت: ما بيكاريم و

پول نداريم كه يك زندگي تقريباً متوسط را داشته باشيم و نه در روستاها مراكز تفريحي و سرگرم كننده

وجود دارد. آنقدر حسرت زندگي ديگران را مي خورم كه چه زندگي خوب و آرامي را دارند اي كاش ما هم

مثل آنها مي بوديم و بخاطر تحمل اين مصيبت ها و حسرت داشتن يك زندگي خوب دارم ترياك مي كشم

تا توان مقابله با بدبختي را داشته باشم. و مي گفت كه افراد غيربومي از ما باسوادتر نيستند آنها هم

ديپلم دارند ولي انگار دولت موظف به استخدام آنها شده است.

 به نظر بنده و تحقيقي كه در اين خصوص داشته ام عامل مهمي كه منجر به اعتياد يك نوجوان مي شود

متاسفانه بي تفاوتي اوليا نسبت به شبگردي فرزندش مي باشد. بعنوان مثال يك بچه هفت هشت

ساله بعد از غروب از خانه بيرون مي زند با بچه هاي ديگر محل به بازي مي پردازند و تا نيمه هاي شب به

خانه اش بر مي گردد و از طرف پدر يا مادر اصلاً  مورد بازخواست قرار نمي گيرد كه تا اين موقع شب كجا

بوده و در كل چه ضرورتي دارد كه فرزندش حالا براي هركاري كه هم باشد بيرون از خانه باشد. اين بي

تفاوتي اوليا نسبت به فرزندانشان در مرحله اول باعث اعتياد بچه ها به شبگردي مي شود منظور از

اعتياد به شبگردي نه اينكه اعتياد به معني معتاد بلكه وابستگي روحي آنها به محيط بيرون از خانه و در

كنار دوستان بودن است كه متاسفانه در نهايت منجر به اعتياد بچه ها  كه ابتدا از سيگار يا نسوار شروع

مي شود و به انواع مواد مخدر تبديل مي گردد.

يك جامعه سالم از مديريت سالم بوجود مي آيد. اگر سياستهاي دولت در خصوص روستاها مثبت و در

راستاي آباداني و روستاي برخوردار در همه ابعاد اجتماعي فرهنگي و اقتصادي توجه ويژه اي داشته باشد

و با ايجاد مراكز فرهنگي با توجه به فرهنگ منطقه احداث مراكز ورزشي و تفريحي و مديريت صحيح از

آموزشگاهها در روستاها و ايجاد جو آموزشي و ميدان دادن به افراد بومي دلسوز كه متاسفانه تا حال

خيلي كم از چنين افراد استفاده شده است و آگاهي دادن به دانش آموزان و جوانان و همچنين به اولياي

آنها، جامعه خودبخود به طرف سالميت خواهد رفت كه اين وظيفه دولت است.

 

نوشته شده توسط یحیی بلوچ در چهارشنبه 1387/08/01 | موضوع: