تبليغاتX
شورای اسلامی روستای بوتی بالا
 من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

                  من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو

                                               پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

                                         سخن رنج مگو ، جز سخن گنج مگو

                                                           ور از این بی خبـری رنج مبر هیچ مــگو

شکایت کردن از دنیا و سختی ها، هنر نیست همه کس می تواند لب به شکوه بگشاید و رنجنامه گوید اما سخن زیبا گفتن ، سخن از رهایی گفتن، سخن از شمع و شکر گفتن، هنر اینست. کسی را بجو از جنس قمر.

آه زندانی این دام بسی بشنودیم

حال مرغی که رهیده است از این دام بگو

                                                              ( ضمیمه رایگان روزنامه جام جم شماره1336 دوشنبه 14 دی)

اگر شکایت کردن از دنیا و سختی ها هنر نیست خوردن مال مردم هم هنر نیست، بی تفاوت بودن نسبت به پست و مسئولیت خود در قبال مردم هنر نیست، ندادن سهمیه واقعی آرد به مردم بحران زده هم هنر نیست، پایمال کردن حق مردم و جمع کردن مال و ثروت نامشروح هم هنر نیست و جویا شدن و گرفتن حق قانونی مردم از بخشدار و شکایت بی مورد ایشان به دادگاه نیز هنر نمی باشد.

اجازه بدهید خواهش می کنم یکبار فرصت بدهید بی هنری کنم لب شکوه بگشایم و این گره پیچیده را که با رگهای قلبم گره خورده و بغض گلویم را ترکانده است فاش نمایم و به گوش مسئولان بلندپایه برسانم و امیدوارم که مرا ببخشند زیرا سخن از شمع و شکر گفتن را بلد نبودم.

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

بنده عشقم و از هر دو جهــان آزادم

بخش پلان شهرستان چابهار از استان سیستان و بلوچستان یکی از بخش های جدیدالتأسیس این شهرستان می باشد. و یکی از محرومترین نقاط کشور است که از همه لحاظ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و هنری مطلقاً محروم می باشد که هر کدام بحث جداگانه ای را می طلبد که انشاء الله در فرصت های بعدی اگر مهیا شود در این باره خواهیم پرداخت.

اما در این مقوله می خواهم نظری بیافکنم بر کارنامه مسئولان بخش پلان اگر چه شنیدن آن خیلی سخت و نشان از بی تفاوتی مسئولان ذیربط را در قبال آنچه که بر شانه دارند و باید این محموله را در چهارچوب قانون به مقصد برسانند، می باشد اما نه به سختی کسانی که مورد جور قرار گرفته اند و حقشان به یغما رفته است. گرچه در اجتماع دنیای امروز حق دادنی نیست گرفتنی است متاسفانه برای مردم محروم و بی بضاعت منطقه دشتیاری چنین امری امکان پذیر نیست و آن دلایل مختلفی دارد که به اختصار به آنها خواهیم پرداخت.

اولاً اکثر مردم بخصوص شورای اسلامی روستاها از ارتباط تنگاتنگی با مسئولان اجرایی ندارند و از محتوای اجرای یک پروژه یا یک مصوب بی خبرند و یا تا پایان اجرای آن همزمان حرکت نمی کنند و ممکن است در این میان کوتاهی از سوی برخی افراد مسئول صورت گرفته باشد و اگر تا پایان این پروژه همراه خوبی باشند و خدای نکرده در این وسط دستگاه اجرایی از محور اصلی خود منحرف شود از کنترل وی خارج خواهد شد و تسلطش از بین برده خواهد شد و این ها افراد خودی هستند که بدنبال لقمه ای چربتر می باشند و هیچگونه واهمه ای در هضم حق مردم ندارند. و اگر کسی در اینخصوص اعتراضی نماید توسط اینگونه افراد سرکوب خواهد شد که نتیجه اش جنگ و کشتار است. بدین سبب هیچ لبی به اعتراضی گشوده نخواهد شد. اما اگر کسی پیدا شود که توان مقابله با چنین افرادی را دارد باز هم قادر نخواهد شد که احقاق حق نماید زیرا باید تاوان زیادی را بپردازد. اگر به مسئولان بالاتر گزارش نماید باید چندین مدت خود را بیکار نماید. مثلاً به مقامات استان شکایت نماید باید متحمل هزینه سنگین شود نامه نوشتن و رفتن به استان چندین بار هیچگونه نتیجه ای را نخواهد داشت زیرا « این گرگ سالهاست با گله آشناست» و این انگل بدنش محکم و سرش دراز است . در نتیجه برای مردم بی بضاعت دشتیاری چنین امری ممکن نیست و اگر به مقامات کشوری ذیربط گزارش داده شود باز به خود استان موکول خواهد شد. و اگر مسئول از وزارت جهت بازدید تشریف بیاورد با افراد همان افراد برخورد می نمایند که همیشه در صحنه اند یا از قبل شارژ اطلاع شده اند در نتیجه همانطوریکه عرض نمودم باید همیشه در صحنه بود و ارتباط خود را با مسئولان قطع نکنیم.

متأسفانه با گذشت بیش از دو سال از عمر این بخش هیچگونه فکر اساسی در موارد مذکور صورت نپذیرفته است و جای بسی تعجب است که چرا مسئولان این بخش از بخشداری گرفته تا شورای اسلامی این بخش هیچگونه اهتمامی در کارنامه چندساله و محور اهدافشان که مسئولین اجرایی هستند دیده نمی شود اما برای ما متعجب نیست زیرا اگر به ما اجازه بدهید این کارنامه اعمال مسئولان این بخش را بررسی نماییم به مواردی بر خواهیم خورد که به مراتب متعجب تر خواهد بود. زیرا این بخشداری به مسئولیت و مدیریت جناب آقای محمود آصفی(بخشدار سابق پلان) از محور اصلی خود که قانون آن را مشخص و واضح کرده است منحرف شده بود و تاوانش خیلی بسیار از یک قطاری که از ریل خارج شده باشد و یا همانند زلزله و سیل و طوفان اخیر در کشورهای جنوب شرقی آسیا و یا سیل و طوفان کاترینا بیشتر است. البته ما شخص جناب آقای آصفی را مقصر نمی دانیم زیرا ایشان اعتراف داشته اند «من برای خدمت به اینجا نیامده ام چه کسی حاضر است در این بیابان خدمت نماید من آمده ام تا چیزی گیرم بیاید» این ها حرفهایی بود که از زبان خود بخشدار جاری شده است.دیگر چیزی نمانده است که من برای شما بگویم . و قضاوت را به عهده خود شما می گذارم و این سوال را از شما می پرسم : مقصر اصلی کیست؟

وقتی که از جناب آقای بخشدار پرسیده می شود سهم آرد واقعی مردم چقدر است ؟می گوید برای هر نفر یازده کیلو است. آیا این یازده کیلو به دست مردم می رسد؟ نه هرگز نرسیده است پس بقیه آرد کجاست؟ من جواب تو را داده ام برو بیرون و دیگر به بخشداری نیا ! تازه انها هیچی بعدش هم می رود به دادگاه شکایت می کند که عضو شورای فلان روستا به من توهین کرده است ! آیا یک بخشدار باید اینگونه برخورد نماید؟ آیا این حق مردم نیست که از بخشدار سوال کنند که آردشان چرا به اشان نمی رسد؟ آیا بخشدار موظف به پاسخگویی نیست تازه آنهم در سالی که سال پاسخگویی مسئولین به مردم از سوی رهبر معظم انقلاب اعلام شده بود.

انشاء الله امیدواریم دولت مردمی جناب آقای دکتر احمدی نژاد این مشکلات و معضلات این منطقه را باتدبیری خاص حل نمایند. و از دغدغه های تهیدستان و بی بضاعتان که دولت جنابعالی مطمئناً می تواند بکاهد و ضریب امنیت خاطر آنان را بالا ببرد . انشاء الله

نوشته شده توسط یحیی بلوچ در شنبه 1384/06/19 | موضوع: